مغز انسان مرکز آماج عملیات های روانی و تهاجم فرهنگی – قسمت ۸

در پایان آزمایش مشخص شد که سطح برانگیختگی جنسی آزمودنیها به صورت معناداری افزایش یافته بود در حالی که آنان منکر دیدن هر نوع تصویر جنسی شدند البته، هورمونهای جنسی تنها هورمونهایی نیستند که تحت تأثیر محرکهای تبلیغاتی و عملیات روانی قرار می‌گیرند، بلکه هورمونهای دیگری نظیر آدرنوکورتیکوتروپین (Actlt) که از غده هیپوفیز مغز ترشح می‌شود، نیز تحت تأثیر محرکهای تبلیغاتی قرار می‌گیرند و به نوبه خود کم و زیاد شدن آنها بر رفتار مخاطبان تأثیر می‌گذارد.

نتیجه‌گیری

از آنچه گذشت می‌توان نتیجه گرفت که:

۱- امروزه عوامل تبلیغات و عملیات روانی با آگاهی از ساختار مغز و ساز و کارهای عصبی – غددی، پیامهای خویش را به گونه‌ای طراحی و عرضه می‌دارند که مخاطبان ندانسته تحت تأثیر آن قرار گیرند.
۲- مهم‌ترین ساختار مغزی مرتبط با عملیات روانی بادامه مغز است. یافته‌های تحقیقی نشان داده است که تصاویر، پیامها و حرکات دارای بار هیجانی شدید بر بادامه مغز تأثیر جدی بر جای می‌گذارند و مانع از تأمل و تدبر مخاطبان برای واکنش در برابر آن‌گونه محرکها می‌شوند.
۳- عوامل عملیات روانی بیش از هر چیز علاقه‌مندند که مغز مخاطبان را تحت کنترل خویش درآورند. این بدان معنا است که آنان سناریوی عملیات روانی خویش را به گونه‌ای تدوین و اجرا می‌کنند که موجب مهار کرتکس مخاطبان می‌شود.
۴- بسیاری از پیامهای (اعم از تصاویر،‌ گفته‌ها، نوشته‌ها و …) عملیات روانی می‌توانند بر ناقلان شیمیایی (نوروترانسمیترهای) مغزی تأثیر بگذارند. این انتقال‌دهنده‌های شیمیایی نیز تأثیر انکارناپذیری در کنترل و هدایت رفتار دارند.
۵- امروزه عوامل عملیات روانی آنچنان خبره شده‌اند که می‌توانند محرکهایی را در سطح ناهشیار مخاطبان عرضه دارند در نتیجه مخاطبان بدون آگاهی از حضور محرکها تحت تأثیر آنها قرار می‌گیرند. این‌گونه محرکها اغلب تأثیر خود را از طریق هورمونهای غدد مترشحه داخلی بر فرد بر جای می‌گذارند.
۶- به نظر می‌رسد عوامل عملیات روانی امیدوارند که با پیشرفت روزافزون علوم اعصاب، رفتار و زیست‌شناسی غدد درون‌ریز،‌ به ساز و کارهایی دست یابند که با سهولت بیشتری بتوانند روحیه، انگیزش و رفتار مخاطبان را تحت انقیاد خویش درآورند، اما، آیا آنان به چنین ساز و کارهایی دست خواهند یافت؟ پاسخ این سؤال را باید در نوشتاری دیگر پی گرفت.