سرمایه گذاری پر مخاطره است- قسمت ۲

سؤال : پس توانستید ریسک کارتان را پایین بیاورید؟

جواب :  توانستم امتیازاتم را بالا ببرم. یک دوره سه روزه و تمرینات ۹۰ روزه باعث شدند که امروزه به میلیونری تبدیل شوم که ثروتم حد و اندازه نداشته باشد،اما بسیار مهم تر این است که این دوره و تمرین ریسک های مالی مرا کم کردند و امتیازاتم را افزایش دادند. امتیازاتی مثل نیاز به شغل و نگران نبودن از نوسانات سهام. آموزش و تمرین به من آزادی داد تا بدون کار کردن هر اندازه پول می خواهم به دست آورم و بدون هیج ترس و نگرانی از خشنود نگه داشتن رئیس و کارفرمای خودم یا ترس از اخراج شدن،توانایی لذت بردن از زندگی را داشته باشم.

سؤال : آیا متضاد ریسک امتیاز است؟

جواب:این یکی از وازه های متضاد با ریسک است.به نظر من کنترل متضاد ریسک است.

یاد گرفتن پرواز

سال ۱۹۶۹ به پنساکولا، واقع در ایالات فلوریدا، رفتم تا خلبانی یاد بگیرم. دوره آموزشی طولانی، مهیج و نشاط آوری بود. هنگام ورود مانند کرمی آماده تحول بودم و دو سال بعد به شکل یک پروانه بیرون آمدم. یادگیری پرواز چیزی فراتر از آموزش بود و درواقع برایم دگرگونی به همراه داشت. همان اتفاق سال ها بعد وقتی در سمینار سه روزه مستغلات حاضر شدم برایم رخ داد. من به عنوان مردی فقیر وارد این سمینار شدم و دو سال بعد به یک مرد ثروتمند تبدیل شدم. دیگر به شغل یا چک بانکی نیاز نداشتیم.

نمونه هایی از کنترل

من در دوران پرواز در ویتنام، چیزهای زیادی در مورد ریسک، امتیاز و کنترل یاد گرفتم. امروز به عنوان یک سرمایه گذار، بسیاری از این کنترل ها را هنوز استفاده می کنم. تعدادی از این کنترل ها عبارت است از:

۱. کنترل بر آموزش خودم

ما به عنوان خلبان همیشه در مدرسه بودیم.ما هرگز دست از یادگیری نمی کشیدیم.یادگیری و زندگی به هم گره خورده بود.هر اندازه بیشتر یاد می گرفتیم به همان اندازه شانس ما برای زنده ماندن بیشتر بود.

۲. کنترل بر مشاوران خودم

معلمان من در دانشکده خلبانی، خلبانانی واقعی بودند. این مسئله در مورد افراد عادی هم صدق می کند. دلیل اینکه بیشتر افراد دچار گرفتاری های مالی هستند، این است که توصیه های مالی را از فروشنده ها می گیرند نه از ثروتمندان.

ادامه در قسمت بعد